الشيخ رسول جعفريان

516

تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)

برخى از همين افراد و به تدريج بسيارى ديگر اندكى پس از گريز ، بار ديگر گرد رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم جمع شدند . واقدى مىگويد : اولين گروهى كه تا محلهء بنى حارثه رفته بودند و به سرعت بازگشتند ، دسته‌اى از انصار بودند . آنان در بازگشت به قلب دشمن تاختند و جنگيدند تا همگى به شهادت رسيدند . « 1 » ضراربن خطاب كه آن زمان در شمار مشركان بود ، مىگويد : پس از گريز ، شمارى از انصار بازگشتند و ما آنان را كه سخت پايدارى مىكردند ، به شهادت رسانديم . « 2 » در واقع حملات مجدد برخى از مسلمانان سبب شد كه تا اندازه‌اى اوضاع رو به بهبودى رود ، گرچه قريش انتقام خويش را گرفته و گويا رهبرى آن ، بيش از اين را در آن شرايط نمىخواست ؛ البته اگر رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به شهادت رسيده بود براى آنان بهتر بود . به هرحال آنان مصمم شدند تا بازگردند . تلاشهاى فردى برخى از اصحاب نيز تأثير عمده‌اى در حفظ جان پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و حفظ اوضاع داشت تا آن اندازه كه اسلام پايدار ماند . در شمار پايدارترين افراد امام على عليه السلام بود كه تا آخرين لحظه از رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم جدا نشد ؛ آن حضرت بعدها در بصره با اشاره به وقايع احد ، از شرايط سخت آن روز و درگيرى و جنگش با دشمن سخن گفته است . « 3 » به نقل ابن هشام آمده كه ابن ابى نجيح ، گفت : در روز احد اين صدا شنيده شد : لافَتى الّا على * لاسيف الّا ذُوالْفَقار « 4 » گفته شده است كه در آن روز ، امام هفتاد مورد زخم برداشت . « 5 » ابن هشام اشعارى از حجاج بن علاط سُلَمى آورده كه وى از شهامت و شجاعت على عليه السلام در كشتن طلحة بن ابى طلحه و ديگر برادرانش كه پرچمدار دشمن بودند ستايش مىكند . « 6 » به هر روى امام از شمشير خويش در اين جنگ راضى بود ، شمشيرى كه پس از جنگ خون آلود و خم گشته بود . « 7 » يكى از منافقان كه نامش قزمان بود و همراه عبد الله بن ابى به مدينه بازگشت ، مورد سرزنش زنان مدينه قرار گرفت و بار ديگر به رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم ملحق شد . او كه فردى شجاع بود در طول جنگ سخت بر دشمن يورش برده يكى دو نفر را به قتل رساند تا آن كه مجروح شد ؛ قتادة بن نعمان به او رسيد و گفت : شهادت گوارايت باد ! قزمان گفت :

--> ( 1 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 257 ( 2 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 283 ( 3 ) . المغازى ، ج 1 ، ص 256 ( 4 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 3 ، ص 100 ؛ مجمع البيان ، ج 2 ، ص 497 ( 5 ) . همان ، ج 3 ، ص 47 ؛ دلائل النبوه ، بيهقى ، ج 3 ، ص 234 ( 6 ) . السيرة النبويه ، ابن هشام ، ج 3 ، ص 151 ( 7 ) . دلائل النبوه ، بيهقى ، ج 3 ، ص 283